کنسرت گروه صنم
۲۱ ۲۲ُ آبان.فرهنگستان هنر.
ساعت ۲۰:۳۰
|
بیا به حرمت این بغضهای پنهانی....
کنسرت گروه صنم ۲۱ ۲۲ُ آبان.فرهنگستان هنر. ساعت ۲۰:۳۰ + نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت
12:35 |
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب + نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت
16:40 |
نه از تاک نشان ماند نه از تاکنشان
+ نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در دوشنبه هشتم تیر 1388 و ساعت
15:21 |
روزی در هنگامه ای از پیرم شنیدم که می گفت:اگر از سنگ هم هستی بر سه کس رحمت آور
آن که بعد از رییسی ،خار شد.توانگر که دینارش نماند.عالمی که در میان ابلهان گرفتار آمد. اینک هر سه و آن سه تن منم.دلداده ای بی یار و مرحمت،سرگشته ای بی مهر و مسکنت... شکوه ی من از آن است که در این دیارهیچ کس نه رنجم دانست،نه آنکه از کفم رفت و نه تمسخری که به جان خریده ام.هیچ کس روحم ندید،نیازم نشناخت.این دهل بانگ من فریاد من است از جدایی.از شرم و جداییییییی.تو بگو چه کنم گر سحوری نزنم/ می کوووبم.....می کوبم.تا سحر....می کوبم تا شامم سر رود،تا چوبم بشکند تا دهل پاره کنم.تا بشکند پنجه،تا بیوفتم از پای.می کوبم.می کوبم تا روشنایی تا دل بیدار بماند با او.....از عشق و شیدایی آن بدر منییر،از عشق و شیدایی آن ماه تمام می کووبم.می کوووبممم + نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت
17:24 |
بس که بد می گذرد گردش ایام به ما
مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند + نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت
13:21 |
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
"تا نفس باقی ست..." پس از "قدر یار" ،"همنشین دیرینه" و "دلهای شب" چهارمین اثری ست که گروه صنم در آن احساسی وا گذاشته است.ترکیب ذهنی اثر در روزگاری که همیشه دغدغه های آدمی رو به دشواری ست، تلاش بر آن دارد از احساسی عاصی سخن بگوید که گاه آواره ی هفت کوی بی سرانجامی ست و گاه خلوت نشین گوشه ی لبخند تا شاید تک ستاره ای ته چشمانتان بچکاند."تا نفس باقی ست..."روایتی ست شبانه ،در روزهای متمادی چند ساله ی مراحل تولیدش تا با حضور عزیزانی،رونقی به آن به علاوه کنند.افشین یداللهی که اجازه ی همقدمی داد تا "صنم"بتواند در کنار سروده هایش "افسوس" ی را "جنون منطقی "جلوه دهد.هر چند بیش از یک سال کلمه ای از سروده ی "افسوس"ش در ارشاد به رفت و آمد بود و نزد ما و شورای شعر یادگاری، تا در طول این مدت همواره بر سر آن کلمه در تکاپو باشیم.مجید درخشانی و سعید فرج پوری دو همراه دیگر که خواسته ام را خواستند و اجابت احساس کردند تا ما بتوانیم در کنارشان دست و پایی بزنیم.بر جوانیمان حرمت نهادند و بی شک روزهای برنایی خود را پیش روی دیدند که کلام،صوت و احساس ما را پذیرفتند و همجواری این سه عزیز را در قبیله ی من، عشق و دوستی نام می نهند.امید که سپاسم را پذیرا باشند.در آخر این شما و این لجاجت دیر باور عجیبی که در گوشهای تان طنین می افکند.نمی دانم شما هم مثل"صنم"می پذیرید که تا نفس باقی ست..... + نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت
19:14 |
سلام
باور نمی کنید که هنوز با تمام قدرتهای ذهنی ام گاهی بد جور موریانه های مغزم بوی گند می گیرند.حس کثیفیه.البته تحریکات این روزگار همه ی آدمها رو آبستن می کنه اما من نمی دونم چرا بعد از ۴ ۵ سال نمی زایم .چیه؟حرفام بده؟گفتم که حالم خوش نیست.هی میگید بنویسسسسسسسسسسسس باور کنید از حمل این جنازه ی هشیار خسته ام + نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت
18:22 |
واقعا نمی تونم چیزی یاد داشت کنم.شرمنده
+ نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت
13:33 |
کنسرت گروه صنم
آهنگساز وسرپرست:امیر عباس ستایشگر آواز:مجتبی عسگری فرهنگسرای هنر.۳۰ آبان.۱ آذر.۲۰.۳۰
بیا به حرمت این بغضهای پنهانی + نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت
14:43 |
مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!+ نوشته شده توسط امیر عباس ستایشگر در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت
15:21 |
|
|